محمد مهدى ملايرى
302
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
اختلاف سران و روياروئى فارسيان و پهلويان در تيسفون آثار زيانبارى هم كه اختلاف سران و سرداران و گروههاى مختلف در نيروى پايدارى سپاهيان ايران داشت كم و ناچيز نبود . و نمونهء آن را در نخستين جنگ ايرانيان با سپاهيانى كه عمر از مدينه گسيل داشته بود مىتوان يافت ، كه داستان آن چنين بود . براى جلوگيرى از نخستين حملهاى كه در زمان عمر به سركردگى ابو عبيد ثقفى از مدينه متوجّه ايران گرديده بود ، از سوى رستم سپهسالار ايران سپاهى به فرماندهى بهمن جادويه كه اعراب او را ذو الحاجب خواندهاند گسيل شد . اين دو سپاه در كنارهء شرقى رود فرات درگير جنگ شدند . زيرا اعراب از رود گذشته و به اين سوى آمده بودند . در اين جنگ اعراب شكستى سخت يافتند ، ابو عبيد و گروه كثيرى از آنان كشته شدند ، و بقيّه به آن سوى رود گريختند . بهمن مىخواست از رود بگذرد و كار را يكسره كند ولى در اين ميان خبر يافت كه در تيسفون گروهى به سركردگى فيروزان سر از فرمان رستم ، كه در اين دوران فرمانده كلّ سپاه ايران بود ، پيچيده و با او به ستيز برخاستهاند . ازاينرو كار را در آنجا ناتمام رها كرد و با شتاب به پايتخت بازگشت . دو گروهى كه بدينسان در تيسفون در برابر يكديگر قرار گرفته بودند ، طبرى يكى را الفهلوج نوشته ، ديگرى را اهل فارس خوانده و گويد الفهلوج همچنان با رستم بودند ، و اهل فارس به فيروزان پيوسته بودند . « 1 » الفهلوج شكل عربى شده پهلوه يا پهلو است « 2 » و مراد از آن مىتواند يا به قرينهء « اهل فارس » ، مردم منطقهاى باشند كه در كتاب ابن خردادبه با عنوان « بلاد البهلويين » « 3 » ياد شده ، و همانجا است كه در عربى بلاد الجبال و در فارسى در دورههاى اخير عراق عجم خوانده مىشد ، و يا به احتمال ضعيفتر وابستگان به دودمانهائى از دودمانهاى هفتگانهء ممتاز در دولت ساسانى باشند كه بازماندهء
--> ( 1 ) - طبرى ، 1 / 2176 . ( 2 ) - ياقوت ، معجم ، 3 / 925 : « و ذكر ابو الحسين محمّد بن القاسم التميمى النسابه ان الفهلوية منسوبة الى فهلوج بن فارس » . ( 3 ) - المسالك و الممالك ، ص 57 .